و بلا خره وب جدیدم هم راه اندازی شد
و آدرسش هم
و بلا خره وب جدیدم هم راه اندازی شد
و آدرسش هم
آخرین شعر اسماعیل۰۰۰۰
خدا حافظ اگر بی تو شدم تنها
ندونستی که می میرم تو این غم ها
خدا حافظ ولی هرگز دلم طاغت نمیاره
خدا حافظ رو که گفتم چرا بارون نمیباره؟؟؟
خدا حافظ ولی کی بر میگردی باز
یادت میاد برای من میکردی ناز
خدا حافظ رو که گفتم خدا پشت و پناهت شد
دلم غمگین شد از دوریت همین تنها گناهت شد
خدا حافظ برای من تباهی بودو نا بودی
دلم وقتی تو رو کم داشت بگو بی من کجا بودی؟؟؟
هر شروعی یه پایانی هم داره و اگه این پایانه نباشه شروعی هم در کار
نخواهد بود منم نم نمک دارم میرمو همه اون شادیها و غم ها و قهر ها
و آشتی ها تموم میشه
ولی قبل از رفتنم واسیه هر کدومتون حرفای دارم
امید وارم روزی با وبلاگ بهتری در خدمتتون باشم
واسیه سارا جونم : تو دختر شوخ و کمی احساساتی بودی سعی کن همیه
شوخ بمونی که دنیا دو روزی بیش نیست
واسیه مریم جونم : دختری هستی مهربون و کم توقع و قانع امید وارم تو
زندگی آیندت موفق باشی و سعی کن قبل از انجام کاری بهش فکر کنی
نه مثل من بعد از انجامش بهش فکر کنی
واسیه رها جونم : امید وارم مشکلت حل بشه ولی بدون که پدر و مادر
همیشه خوبی تو رو میخوان و تجربشون هم از تو بیش تره
هاااااااااااااااااااااااااااااااا
واسیه زهرا خانوم : خیلی شیطون بلای ای بلاااااااااااااا خوشحالم که
مشکل وبلاگت حل شد اگه مشکلی بود قدر همدیگرو بدونین که اجل
سنگ استو انسان مثل شیشه
واسیه سحر جونم : امید وارم خوشبخت بشی که هستی و ازمنم شیش
سال بزرگتر بودی که هیچ وقت اینو به رخم نکشیدی
واسیه سیما خانوم : بچسب به درس و مشقت سیماجون که هر چقر هم که
بخونی آخرش میبینی که کم خوندی هاااااااااااااااااااااااا
واسیه گل تنها : بعضی وقتا تنهایی بهتر از هر چیز دیگی هست اگه یه
گل تنها نباشه و دور و برش پر از گلهای زیاد باشه زود تر به چشم
میزنه و زودتر چیده میشه هاااااااااااااااااااااااااا
واسیه گلاله : تو هم اگه یه روز به من سر زدی بدون که این رسمش
نبود
دیگه داره گریم میگره و ..................
شرمنده از کسای که اسمشون از یادم رفت وحرف آخر:
عشق و از هم دیگه گدایی نکنین که من کردمو چیزی ندیدم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از این جا میروم اما پس از خود نشانی از دلم جا میگذارم
از این جا میروم اما بدانید به روی قلب خود پا میگذارم
از این جا میروم تا زنده گردد دو باره نام مجنون نام فرهاد
که بعد از رفتنم با خود بگویید ز دست دیده و دل هر دو فریاد
از این جا میروم دانم که هرگز نمی نوشم شراب ساغرش را
نمی بخشم لبم را بر لبانش نمی بینم نگاه آخرش را
کبری رستمیان
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدا حافظ همین حالا![]()
خسته ام از روزگارن غریب
خسته ام از نا مردمی ها و فریب
خسته ام اما کسی یارم نشد
خسته بودم من ولی نا کس شدن کارم نشد
خسته ام دل را به دریا میزنم
هر روز خویش را پیوند به فردا میزنم
خسته ام اما برایت عاشقانه جان دهم
با وجودت زندگی را من سرو سامان دهم
خسته ام اما رسم وفا داران چه شد
قولمان پس زیر آن باران چه شد
اسماعیل![]()

تورو قدر همه دنیا دوست دارم دوست دارم
اگر چه قلب عاشقم کمه و لایق تونیست
بدون تو دنیا مثل من هیچ کسی عاشق تو نیست
سلام به شما دوستای گلم که منو تنها نمیذارین پس منم این شعرو که
خیلی خشگل مشکله مثل خودم تقدیم شما میکنم با عشق
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گریه هایم را شبانه پشت راهت ریختم
عشق خود را من به دار آویختم
کوله بار عشق خود را بسته ام
بی وجودت از زنده ماندن خسته ام
میروم تا انتقامم را ز غم هایم بگیرم
میروم چون که تنهایم بمیرم
من ندانستم که دیگر مهر بانی کم شده
قامتم از دوری تو خم شده
من ندانستم چرا تنها شدم
از فراقت عاشق غم ها شدم
اسماعیل

باور نمیشه دستات توی دست من نباشن
رو درو دیوار خونه گرد تنهایی بپاشن
باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه
با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
تو همونی که میگفتی تو دنیا
هیچکس مثل من پیدا نمیشه
تو همونی که میگفتی قلبم
باشه مال تو واسه همیشه
وقتی هر سایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانیه شب تپش حراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود
تو با دست مهربونی به تنم مرحم کشیدی
برام از روشنی گفتی سایه شبو دریدی
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوریت برای من شده عادت
داریوش

بزار تا آروم دل بی تابت بگیره
بهم نگو از ما گذشته دیگه دیره
حتی من از شنیدنش گریم میگیره
بزار رو سینم سرتو چشمای خیسو ترتو
بزار تا خوب نگات کنم بو بکشم پیرهن تو

ای آسمون کاری بکن کاری بکن که خسته ام
از این دیار غم زده بار سفرو بسته ام
ای آسمون کاری بکن تا که دیگه غم نباشه
برای دیدن چشاش فرصت من کم نباشه
ای آسمون کاری بکن که من دوباره من بشم
یا که رها از این حصار تن بشم
ای آسمون کاری بکن که بی ثمر زندگیمو سر نکنم
یا به خاطرندیدنش این چشمامو تر نکنم
ای آسمون کاری بکن تا همیشه شعر بخونم
کاری بکن تا همیشه همیشه عاشق بمونم
اسماعیل
تو همون فرشته ای که برام از روشنی گفتی
تو همون گل سرخی که تو قلب من شکفتی
من با تو زنده هستم اما دلم شکسته
تا آخر غرورت به انتظار نشسته
در انتظار نشسته شاید برگردی یک روز
در خاطرم تو هستی صدها امروز و دیروز
میدونم که بی وجودت به کسی دل نمی بندم
جز تو و روی چو ماهت به کسی من نمی خندم
اگه باشی دل من دیگه تنها نمیشه
با تو و عشق تو دیگه عاشق غمها نمیشه
نمیدونم که چرا من بی تو گریم میگیره
چرا عاشق توی غربت تکو تنها میمیره
(شاعر:اسماعیل )
***** تقدیم به کسی که تنهای تنهایم گذاشت*****
یک نفر غمگین و خسته با دلی از غم شکسته
انتهای جاده عشق چشم به راه تو نشسته
منتظر نشسته اون مرد با یه کوله بار پر از غمو درد
منتظر تا تو بیایی توی این پائیز خشک و دل سرد
منتظر نشسته تا تو شاید بیایی کنارش
قصه وفا بخونی واسه قلب بی قرارش
اون میدونه که تو روزی بر میگردی عاشقونه
خسته از غم جدای خسته از دست زمونه
تو بیا که قلب خستش نداره جز تو بهونه
تا ابد چشم انتظار تا تو بر گردی به خونه

آبی چشمان تو زیبا ترین دریای من
مثل گلهای غزل مثل کبوتر های عشق
غرق شادی میشود با یاد تو رویای من
نو بهار زندگی یک فصل از لبخند توست
خنده ات را دوست دارم ای گل زیبای من
کاش می شد زندگی را عشق را احساس را
هدیه می دادم به تو ای عشق بی همتای من
بتول کرمانی
آرزوهایم به زیر خاک شد
رفتنت را دیدمو کاری نکردم
برای ماندنت کاری نکردم
رفتی و با رفتنت قلب من در هم شکست
در دل من غصه و هر غم نشست
چشمانت مهربان بود کمی هم بی ریا
اشکهایم را ببین و زود برگرد و بیا
شاعر :اسماعیل

درد دلمو به کی بگم نمیدونم
دلم میخواد داد بزنم بهش بگم دوست دارم
ولی میترسم میترسم بهم بگه من دوست ندارم
و دوست داشتن تو برام ارزشی نداره
میترسم اونم قلب تکه تکه شده منو زیر پاش له کنه
میترسم اونم منو تنها بزاره مثل بقیه .......
آنکه در تنها ترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت
ای خدا در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش مذار
شاعر : نیدونم
زهی دل . آفرین دل . مرحبا دل
ز دستش یک دم آسایش ندارم
نمیدانم چه باید کرد با دل
هزاران بار منعش کردم از عشق
مگر بر گشت از راه خطا دل
به چشمانت مرا دل مبتلا کرد
فلاکت دل. مصیبت دل . بلا دل
از این دل داد من یستان خدایا
ز دستش تا به کی گویم خدا دل
درون سینه آهی هم ندارم
ستم کش دل . پریشان دل . گدا دل
لا هوتی
یکی بود یکی نبود
یه روز یکی رو دیدم که بهم گفت با من دوست میشی
آخه من خیلی تنهام
لبخندی زد مو گفتم باشه
یه روز گفت فقط منو دوست داشته باش آخه من از همه تنها ترم
از همه دل بریدم فقط به خاطر اون
یه روز گفت میخوام برم یه شهر دور ولی زود بر میگردم
آخه من بی تو تنهام
لبخندی زد مو گفتم خیلی زود بر گرد
رفتو بعد از یک ماه نامه اش اومد
نوشته بود من میخوام اینجا با یکی دوست بشم آخه من
این جا خیلی تنهام
بعد یک هفته نامه دیگه ای اومد نوشته بود من میخوام با
این دوستم تا همیشه باشم و باهاش ازدواج کنم آخه
میدونی من خیلی تنهام
یه لبخند تو کاغذ براش کشیدم و زیرش نوشتم
خوشبخت بشین
اون یک چیزو ندونست
اونم این بود که منم خیلی تنهام ولی رفت...........
دلتنگي هايم تمام نمي شوند
و تو هيچگاه از من دور نمي شوي
در دلتنگي هايم تو جريان داري
آبي و پاك و زلال
و مهرباني چشمهايت هميشگي است
نه تو هيچگاه از من دور نبودي
نه در دلتنگي هايم نه در خلوت تنهايم با ماه
وچقدر دلتنگي هايم زيباست
وقتي كه تو مي زدايي
هر چيزي كه غير از خوبي است و مهر
و تنها خوبي و عشق است كه مي ماند...

این دل من عاقبت میخانه شد
سادگی را دوست دارم مثل چشمانت ولی
هر کجا نام تو را بردم کسی دیوانه شد
قلب من در قلب تو جایی نداشت
چون که رفتی این دلم ویرانه شد
عاشقت بودم ولی انگار بی من راحتی
هر که با من دوستی کرد عاقبت بی گانه شد
شاعر : اسماعیل
به دریا گفتم دوستت دارم ............. خشک شد
به آسمون گفتم دوستت دارم ....... رعد و برق زد
به گل گفتم دوستت دارم ............. خشکید و پلاسیده شد
حالا به تو میگم دوستت دارم .......... هوای خودتو داشته باش
(سینا)
ازهرچه بجز دیدن تو سیر شدم
از گرمیه لبخنده تو تبخیر شدم
دور از تو شدن هیچ ندارد لطفی
از گونه آسمان سرازیر شدم
اشکهایم همچو باران روی گلها می چکید
تو رفتیو از رفتن تو پیر شدم
حرف دل بود که با دیوار گفتم در شنید
چون که قلبم را شکستی ازتو دلگیر شدم
اگر ز خلق ملامت وگر ز کرده ند امت کشیدم از تو کشیدم شنیدم از تو شنیدم
چیم شکوفه اشکی که در هوای تو هر دم
به روی گونه چکیدم به روی شکوه دویدم
![]()
مهر داد اوستا ![]()
![]()
چرا از عشق و محبت واسیه دلت بخونم
حالا که شکستی قلبم واسیه همیشه میرم
عجله نکن عزیزم آخه زیاد نمیشه دیرم
میدونم از رفتن من کسی غم گین نمیشه
چی میشد که زندگیمون میشد رنگین همیشه
میدونم که دیگه باید زحمتو کم بکنم
با رفتنم زندگیتو عاری از غم بکنم
من میرم و دیگه بنام تو یاری ندارم
دیگه با عشق خیالیه تو کاری ندارم
من میرم و خاطراتمو پیشت میزارم
دیگه از تو و حرفهای دروغت بیزارم
شاعر : اسماعیل


بی وجودت زندگی شیرین نمیشه
تا تو هستی تا قیامت زنده هستم
با وجودت تا همیشه مسته مستم
زندگی نورانی با وجودت ای ستاره
تا تو هستی منو با سیاهی ها چه کاره
گر نباشی بعد روزی مرده ام
قول دنیا و فریب آدماشو خورده ام
بعد تو هرگز کسی یارم نشد
مثل تو دلدارو غم خارم نشد
بعد تو عاشق شدن بیهوده بود
قلب من عشق تو را تا آخرش پیموده بود
شاعر: اسماعیل
عشق کتابی ندارد و من معلم نیستم
که آن را به تو بیاموزم
پرنده نیازی به یاد گرفتن پرواز ندارد
ماهی نیازی به یاد گرفتن شنا ندارد
و تو نیازی به یاد گرفتن عشق نداری
زیرا تو خود عشقی
![]()
![]()
از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تا که جان دارمو از سینه نفس می آید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به تو و عشق تو ای دوست وفا خواهم کرد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوباره درد دلم را به چاه خواهم کرد
دو باره لحظه زیبای با تو بودن را
فدای کهنه ترین اشتباه خواهم کرد
دو باره شعر ترین شعر دفتر خود را
نثار دخترکی بی پناه خواهم کرد
میان ماندن و رفتن سکوت میکنم اما
تمام هستی خود را تباه خواهم کرد
اگر چه باختم اما همیشه و همه جا
به یاد چشم سیاهت گناه خواهم کرد
شاهکاره :سیاوش سعادت